بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

391

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

گياه را بروياند و سبز و خرم گرداند و بعد ازين از هبوب رياح خشك و نابود گردد ، اينچنين زندگانى دنيا و مستلذات آن چند روزى طالبان خود را محظوظ گرداند و در اندك فرصتى از وزيدن بادهاى حوادث نابود مطلق گردد چنانچه ميفرمايد كه كَمَثَلِ غَيْثٍ يعنى دنيا مانند بارانيست كه از طراوت بخشيدن آن زمين را أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ بعجب آورد كافران را يعنى مزارعان را گياه آن باران يعنى گياهى كه از آن باران روييده شود و تعبير از مزارع بكفار به جهت آنست كه چنانچه مزارع تخمها را در زمين مخفى ميكنند همچنين كفار نعمت الهى را مخفى ميسازند ثُمَّ يَهِيجُ پس خشك گردد آن گياه فَتَراهُ مُصْفَرًّا پس به بينى تو آن را زرد شده بعد از سبزى و طراوت آن ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً پس گردد بعد از زردى ريزه ريزه شده اينچنين است حال حياة و مال دنيا كه در اول كثرت وفور آن طالبان دنيا را بعجب آرد و در قليل از زمان از صرصر مرگ و حدوث آفات همه متلاشى و نابود گردند وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ و در آخرت عذابى سخت است وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ و آمرزش از جانب خداى تعالى وَ رِضْوانٌ و خوشنودى اول براى كفار و جمعى كه اختيار دنيا و مستلذات آن كرده حق را فراموش كردند و ثانى براى عاصيان اهل ايمان و ثالث براى جمعى از نيكبختان كه ترك دنيا كرده بعبادت حق سبحانه و تعالى مشغول گشتند وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ و نيست زندگانى دنيا و تمتع از مشتهيات آن مكر متاع غرور و سركشى براى جمعى كه متوجه آن شده از طلب آخرت و مثوبات آن باز مانند سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ پيشى گيريد بر يكديگر بسوى آمرزش يعنى بسوى امورى كه موجبات آمرزش انداز نزد پروردگار شما وَ جَنَّةٍ و سبقت گيريد بسوى موجبات بهشتى كه عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ پهناى آن مانند پهناى آسمان و زمين است و هر گاه عرض جنت چنين باشد طول آن از اينجا معلوم مىشود و بعضى گفته‌اند كه مراد از عرض مطلق وسعتست به اين معنى كه وسعت و فسحت جنت مثل وسعت و فسحت آسمان